داداش قد بلند من:))) - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 17:12
روند بالا رفتن سنم رو ، نه از روی سفید شدن موهام ، نه از دردهای گاه و بیگاه ، نه از کمتر شاد شدنم ، نه از بی حوصله تر شدنم و بدخلقی هام ، بلکه از بلند تر شدن قد برادری میفهمم که انگار همون دیروز بود رو پاهام میخوابوندمش :)از منم رد کرده ماشالا ، اصلا نفهمیدم کی بزرگ شد ، بزرگ شدیم + مغرور و از خود ر...
از هر جا سخنی - تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 11:42
من دقیفا خودمم نمیدونم هدفم از این همه باز و بسته کردن وبلاگم چیه ؟ ! شما میدونید ؟اینکه چند تا دوست دارین که دوستتون دارن اصلا مهم نیست ، مهم اونه که بدونید چند نفر شما رو بخاطر خودتون دوست دارن اگه یکی پیدا شد که درکتون کرد و تنهاتون نذاشت قطعا شما یکی از اون خوشبختهای روزگاریددلم نمیخواد داییم زن...
با تو هر ثانیه عاشقانست برام - تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 11:42
دقت کردین ، خیلی غر میزنیم ، هممون ، تو هر بحث و زمینه ای ، یعنی غر زدن رو به بهترین نحو ممکن انجام میدیم نمونش همین فرا رسیدن عید ، یعنی از هر ده تا پست و حرف درباره عید نه تاش اه اه و پیف پیف بوده ، فکر کنم تنها ملتی هستیم که اخم و تخم به استقبال سال نو میریم و خیلی هامونم شاید آرزو میکنیم کاش سی ...
اعتقاد از نوع آبکی - تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 11:42
طرف میاد پست میذاره ، اهنگ و از این پستای شاد ، بعد یه عده زیرش کامنت میدن و با خانواده طرف و خودش وصلت میکنن!  اخرشم میگن شهادته!  واقعا فازتون چیه؟با خودتون چند چندین(اونا رو میگم با شما نیستم)من کاری به درست و غلط بودن کار اون اشخاصی که پست میذارن ندارم ، شاید اعتقادی ندارن  طرز فکرشون فرق میکنه....
گذشته ها - تاریخ: 1395/11/27 ساعت: 11:53
دلم میخواد  بر گردم به گذشته ، حقیقتش هیچ خبر خاصی هم نبود، خوش خوشانمم نبود ، فقط این همه رنج و غم درونی الان نبود ، بزرگ شدن باعث میشه همه چی رو عمیق تر و واضح تر درک کنی و حسشون کنی دلم میخواد برگردم به گذشته ولی بشرط اینکه این اینده ای نباشه که انتظارمو میکشه + بله ، می فرمایند که کمتر حرف مجانی...
از ماست که بر ماست - تاریخ: 1395/11/27 ساعت: 11:53
یه کتابی رو شروع کرده بودم به خوندنش و حدود! ا سی چهل صفحه مونده بود که تموم شه و این یک ماه و اندی طول کشیده و همچنان همون سی چهل صفحه موندهمیدونی من استاد این تمام نکردن هام ،این نصف و نیمه انجام دادن ها، این که تا یه جایی برم و درست لحظه ای که همه چی باید تموم شه ، رهاش کنم اینا رو دارم به خودم م...
خوبی که از حد بگذره ... - تاریخ: 1395/11/27 ساعت: 11:53
لطف کنید بیش از حد خودتون رو محکم و سرپا نشون ندید ، چون یه جایی کم میارید و از پا میوفتید ،  هیشکی هم جدیتون نمیگیره ، اونوقته که  میشکنید لطفا بیش از حد به دیگران محبت بدون توقع نکنید ، به قول معروف خوبی که از حد گذشت نادان خیال بد کند ، نذارید فکر کنن لطف و محبتی که میکنید وظیفتونه, شما اول از هم...
دموکراسی محدود شده - تاریخ: 1395/11/27 ساعت: 11:53
من میتونم این آزادی رو به شما بدم که هرچی خواستین و نظرتون هرچی بود رو بگین ولی اصلا توقع نداشته باشین که با آغوش باز پذیراتون باشم و تو دهن انتقاد کنندتون نزنم ، بله دموکراسی خیلی خوبه و منم خیلی بهش معتقدم ولی حیای شماها کجا رفته + کامنت ها در پست ثابت 
حالا یواش یواش بیا و با ما مهربون باش - تاریخ: 1395/11/27 ساعت: 11:53
تا اینجا و به این سن و سال که رسیدم هنوز که هنوزه نمیتونم یه سری رفتارا و حرکات رو درک و هضم کنم + نمیتونم مثل قبل با وبلاگم و نوشتن ارتباط برقرار کنم ، فکر کنم عمر وب نویسیم رو به پایانه و اینو میشه از نبودن های پی در پی ام در این مدت فهمید ، زوری نمیشه هیچ کاری رو انجام داد باید تمام وجودت بخوان ک...
همینجوری نوشت - تاریخ: 1395/10/21 ساعت: 20:10
حرف خاصی ندارم برای گفتن و حرف هایی هم که دارم قابل گفتن نیست ، چی گفتم! فقط اینکه ، با هم دیگه مهربون باشیم ، به هم لبخند بزنیم ، کلمات محبت امیز از ته دل به هم بگیم ، تو کارای هم دخالت نکنیم ، حرف های نابود کننده و تخریب کننده ی شخصیت به هم نزنیم خودخواه نباشیم ، حال دوستامون رو هر از چند گاهی بپر...
کمی حس خوب به او بدهید - تاریخ: 1395/10/21 ساعت: 20:09
وی در شبی خاص از شب های زندگی اش ، بسیار احساس تنهایی و دلتنگی و دوست نداشته شدن و مهم نبودن  و هزاران حس مزخرف دیگر همراه با حس تهوع داشت باشد که دوباره برسد آن وقت که ، هیچ چیز به هیچ جایش نیست  وی منتظر غیر منتظره ای شیرین و هیجان انگیز است خداوندگارا لطف فرما و سورپرایزش نما با سپاس فراوان
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود - تاریخ: 1395/10/21 ساعت: 20:09
شاید اگر خیلی چیزها را میدانست ، هرگز حاضر نمیشد پایش را به اینجا بگذارد ولی شاید به امید کسی که مراقبش باشد و دوستش داشته باشد ، آمد امد و خودش را در بین انبوهی زشتی و زیبایی دید ، ترس ، شک و تردید ، دلهره و هیجان ، حس هایی بودند که در وجودش رخنه کرده بودند ، دلش میخواست برگردد، گریه و شیون سر داد ...
بودن یا نبودن - تاریخ: 1395/10/21 ساعت: 20:09
یه سریام هستن که وقتی میرن و نیستن، اصلا متوجه نمیشی که نیستن ، وقتی برمیگردن تازه میفهمی نبودن اینا خیلی مظلومن ولی مظلوم تر و طفلکی تر اونایی هستن که نه نبودشون تو چشم میاد نه کسی حضورشون رو متوجه میشه+ اگر جز ء اون دسته ای هستین که بود و نبودتون برای کسی ولو یک نفر مهمه ، بدانید و آگاه باشید که ا...
ما را بدانچه به آن فکر مبکنیم می ازمایند - تاریخ: 1395/9/22 ساعت: 22:45
حواسمون به افکارمون و چیزهایی که به زبون میاریم   باشه ، حتی چیزایی که فقط بهش فکر میکنیم و از ذهنمون میگذره ، یه روزی با همین افکار و حرفا سخت امتحان میشیم + اولش کتابی نوشتم ، خیلی یه جوری شد :/
رفیق - تاریخ: 1395/9/22 ساعت: 22:45
امروز با یک دوست قدیمی از همین دنیای مجازی ، دوباره هم کلام شدم و گپ هرچند کوتاه ولی شیرینی داشتیم ، یکی از بهترین دوستام از بهترین دورانی که تو فضای وبلاگ و وبلاگ نویسی داشتم و چقدر خوشحالم براش ، برای اتفاق های خوبی که سر راهشه و چقدر ذوق کردم از شنیدنشون ان شاءا... همیشه خیری و خوشی تو زندگیت باش...
؟ - تاریخ: 1395/9/22 ساعت: 22:45
می دانید ، به نظرم باید در بین دوستان آدم یکی و چه بسا بیشتر از یکی ، باشد کسی که بتوان با او راحت بود ، ایا منظور من این است که بتوانیم با او درد و دل کنیم و اه و ناله هایمان رو گوش دهد و صدایش در نیاید و خسته نشود ؟ نه خیر ، نیست ، اصلا به عقیده من همچین ادمی که بنشید پای ناله و فغان های شما و اخر...
میز تحریر - تاریخ: 1395/9/22 ساعت: 22:44
بچه که بودم ، یعنی همون زمان هایی که مدرسه میرفتم و تکالیفم را به صورت دراز کش انجام میدادم ، دلم یک میز تحریر میخواست ، برای خودم و خواهرم ، اما یکی دوتا از فامیل های مزخرفمان ( مزخرف از این بابت که عادت دارند تو هر کاری که بهشان ربطی ندارد ، دخالت کنند)  در حالیکه بچه های خودشان پشت میزهایشان نشست...
تصمیم های مهم زندگی من - تاریخ: 1395/9/22 ساعت: 22:44
اون مدتی که باشگاه میرفتم و ورزش میکردم خیلی خوب بود ، یعنی واقع از نظر روحی فرق کرده بودم و حالم خیلی خیلی خوب بود ، بعد یه مدت نرفتم و همین شد که باد به پشتم خورد و پشتم دیگه گرم نبود و تنبل شدم و از این حرفا ،تازه ماهکای ناخنم کم شدند (کاکتوس و جلبک در جریان هستند، یادتونه چی بودند؟:دی حیف واقعا)...
برای دل خودمه. مرسی رمز نمیخواین - تاریخ: 1395/9/16 ساعت: 5:44
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
... - تاریخ: 1395/9/16 ساعت: 5:44
سوره مبارکه قصص آیه 84. من جاء بالحسنة فله خیر منها ومن جاء بالسیئة فلا یجزی الذین عملوا السیئات الا ما کانوا یعملونکسی که کار نیکی انجام دهد، برای او پاداشی بهتر از آن است؛ و به کسانی که کارهای بد انجام دهند، مجازات بدکاران جز (به مقدار) اعمالشان نخواهد بود.•••سوره مبارکه عنکبوت آیه 21.یعذب من یشاء...

برچسب‌های محبوب

میز تحریر