شاید شروعی دوباره
-
تاریخ: 1395/9/16 ساعت: 5:44
سلامپنچ ،شش ماه از زمانی که اینجا رو ترک کردم و دیگه ننوشتم گذشته ، برای منی که حداکثر زمان نبودم یک ماه میشد و طاقت نمیاوردم زیاد بودالانم نمیدونم چقدر قرارٍ که باشم ، فقط میدونم دوباره نیاز دارم به نوشتن های گاه و بیگاهحالا که برگشتم بیشتر دوستانم دیگه نیستن و این سخته برام ، به خصوص برای منی که ا...
یک تبریک ساده ی تلگرامی حتی!
-
تاریخ: 1395/9/16 ساعت: 5:44
بعضی از مسائل شاید خیلی کوچک به نظر بیان ولی وقتی بهشون خوب فکر میکنی ، میببنی چندانم کوچک نیستند و اهمیت تو رو نشون میدنگاهی همین کوچک ها میتونن شادت کنند یا گند بزنت به کل روزت مثلا یه تبریک تولد ساده فارغ از هرگونه هدیه و این چیزا میتونه برای برادر نه چندان بزرگ من ، پر از اهمیت باشه و هر لحظه من...
عشقولی های من :)
-
تاریخ: 1395/9/16 ساعت: 5:44
نزدیک خانه ی مان یک مغازه باز شده ، که انواع و اقسام شکلات و پاستیل و چیز هایی از این قبیل رو میفروشد و البته که کمی هم و شاید بیشتر از کمی هم گران هست ، و من منتظرم تا کمی اوضاع مالی ِ نامناسبم مناسب شود تا بدوم و بروم انجا و کلی قاقالی لی برای خودم بخرم و خودم را خفه کنم و کیف کنم و باز البته که...