اون مدتی که باشگاه میرفتم و ورزش میکردم خیلی خوب بود ، یعنی واقع از نظر روحی فرق کرده بودم و حالم خیلی خیلی خوب بود ، بعد یه مدت نرفتم و همین شد که باد به پشتم خورد و پشتم دیگه گرم نبود و تنبل شدم و از این حرفا ،تازه ماهکای ناخنم کم شدند (کاکتوس و جلبک در جریان هستند، یادتونه چی بودند؟:دی حیف واقعا) الان خیلی دلم میخواد باز برم چون هم محیط شو دوست داشتم ، هم برای بازسازی روحیه لازمه برام ولی فعلا شرایطش نیست ، نه اینکه دنبال بهونه باشما نه واقعا شرایطشو ندارم ، بنابراین تصمیم گرفتم تو همین خونه به جنگولک بازی هام برسم ، تا بعد که دوباره برم کلاس ، جداً ورزش و گوش دادن به اهنگ های شاد حال خوب کنه ، حداقل برای من که اینطوره
اهان ، تصمیم دیگم اینه راجع به رشتم مطالعه بیشتری بکنم، چون واقعا حس میکنم در این زمینه خنگی بیش نیستم و بسیار از علم روز دنیا عقبم ، (برای همینم نتونستم وارد بازار کار بشم هنوز ، چه طور میتونم کاری رو انجام بدم که هنوز توش لنگ میزنم ) و حس میکنم استادامون در این مورد در حقمون بسیار کم لطفی کردند و هیچی یادمون ندادند و فقط رفع تکلیف کردند
و مهمترین کاری که دارم آشتی کردن با یکی هست که تازگیا رابطه بینمون خیلی شکرابه و هیچ رقمه هم حاضر نیست از دلم دربیاره :)
برچسب: تصمیم های مهم زندگی,تصمیم های مهم,تصمیم های مهم در زندگی,
نویسنده: نگین حسینی