سلام
پنچ ،شش ماه از زمانی که اینجا رو ترک کردم و دیگه ننوشتم گذشته ، برای منی که حداکثر زمان نبودم یک ماه میشد و طاقت نمیاوردم زیاد بود
الانم نمیدونم چقدر قرارٍ که باشم ، فقط میدونم دوباره نیاز دارم به نوشتن های گاه و بیگاه
حالا که برگشتم بیشتر دوستانم دیگه نیستن و این سخته برام ، به خصوص برای منی که از تنهایی های دنیای واقعی فرار کردم و اومدم اینجا
پست های قبلی پاک شدند چون دیگه نمیخواستم برام مرور شن و خب این مدت کلی به خودم زحمت دادم تا خیلی چیزهارو فراموش که نه ، قبولشون کنم،میدونم درک میکنید
میخوام ارامش داشته باشم ، نظر دادن و خوندن نوشته ها میل خودتونه ، هرچند اگر راستشو بخواین و قطعا راستشو میخواین چون طبق امار جهانی همه از دروغ شنیدن متنفرند ، از اینکه خونده بشم و ارتباطی هم برقرار بشه بیشتر خوشحال میشم ، ولی اکر خوندید خواهشاً منو از رو نوشته هام قضاوت نکنید ، کاری که بعضیهاتون خیلی خوب بلدین و توش ماهرین :)
من اینجا همون قدر که خودمم ، میتونم خودم نباشم ، میتونم مرز بین خیال و واقعیت رو بردارم و همه و همه ی این ها دست خودمه و باورش و عدم باورش به خودتون مربوط :)
بگذریم ، امیدوارم روزای ارومی رو داشته باشیم ،هممون :)
برچسب:
نویسنده: نگین حسینی